این صدا به چین هم رسید ...
تلویزیون را روشن کردم، در حال مرور شبکه های خبری مختلف بودم که به گزارش شبکه فونیکس چین درباره وقایع روز عاشورای تهران برخوردم.
نگاه چین به وقایع اخیر در ایران با توجه به روابط تهران – پکن از سویی و رادیکال تر شدن نگاه منتقدان به حضور این کشور در عرصه های مختلف ایران برایم جالب بود.
اندکی بعد دریافتم این یک برنامه ساده خبری نیست بلکه ویژه برنامه ای تحلیلی درباره "وقایع عاشورای حسینی در تهران" است که در یکی از بهترین ساعات پخش برنامه های تلویزیونی در حال اجراست.

در این برنامه پس از نمایش تصاویر مربوط به درگیری های روز عاشورا در تهران که عمدتا توسط یوتیوب یا رسانه هایی چون بی.بی.سی منتشر شده بود، سعی می شد تا تحلیلی واقع بینانه از شرایط جاری در ایران ارائه شود (هر چند که بخش عمده این تصاویر از شبکه های تلویزیونی ایران اقتباس شده بود) از همین رو زهرا رهنورد و سعید لیلاز به عنوان دو تن از شخصیت های سیاسی قابل توجه در مسائل کنونی ایران جزو افرادی بودند که فونیکس با آن ها گفتگو کرده بود. (البته این گفتگوها هم آرشیوی و مربوط به چند روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بودند.) به هر حال قطعا نفس پخش گفتگو با این افراد در چنین برنامه ای بی معنی نیست.

زهرا رهنورد درباره علت حضور میرحسین موسوی در عرصه انتخابات گفت که ما اهالی هنر هستیم و علاقه ای هم به عالم سیاست نداشتیم اما از آنجا که سیاست های دولت احمدی نژاد کشور را با سقوط در عرصه های مختلف مواجه کرده تصمیم گرفته ایم این روند را متوقف و کشور و انقلاب را نجات دهیم.

سعید لیلاز هم که به عنوان یکی از کارشناسان اقتصادی اصلاح طلب در ایران مورد توجه این رسانه چینی قرار گرفته بود، تاکید کرد که در پی سیاست های اقتصادی غلط دولت نهم، وضع معیشتی مردم و همچنین روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران در بدترین حالت ممکن قرار گرفته و تداوم این شرایط به انزوای بیشتر ایران در نظام بین الملل می انجامد.

در خلال پخش تصاویر مربوط به درگیری های روز عاشورا و مصاحبه های مذکور، ارتباط تلفنی زنده مجری برنامه از هنگ کنگ که پشت سرش تصویر بزرگی از معترضان به شرایط کنونی کشور به چشم می خورد با کارشناس مسائل بین الملل در پکن نیز برقرار بود تا تحلیل چینی وقایع ایران نیز چاشنی این ویژه برنامه گردد.
همچنین فونیکس با پخش بخش هایی از سخنان میرحسین موسوی در گفتگویی که با نمایندگان رسانه های خارجی در تهران انجام داده بود، سعی کرد تا گروهی که در این برنامه "معترضان به دولت کنونی ایران" خوانده می شدند را به مخاطبانش بهتر بشناساند.

برنامه های شبکه های چینی درباره مسائل اخیر ایران مانند بسیاری از شبکه های خبری جهان فقط به همین گزارش منحصر نبوده و نیست و بارها و بارها در کانال های اقمار شبکه فونیکس ( به عنوان یک شبکه خصوصی چینی همسو با حاکمیت) یا کانال مرکزی تلویزیون دولتی چین یعنی "سی.سی.تی وی" به ویژه در روزهای اخیر اخبار وقایع ایران به طور کامل پوشش داده می شود.

اینکه نگاه چین به وقایع جاری در ایران به چه شکل است، نتیجه گیری آن ها از نوع تحولات جاری در ایران چیست و حضور چینی ها در عرصه های مختلف ایران با چه انگیزه هایی برنامه ریزی و هدف گذاری می شود، مطالبی است که در این مختصر نمی گنجد اما در این میان یک نکته قابل تامل وجود دارد.
اینکه صدای معترضان ایرانی به چین هم رسیده؛ امروز بزرگترین شریک تجاری ایران در جهان هم می داند که باید بر اساس اصول حرفه ای خبری صدای "بخشی از جامعه ایران" که به شرایط اداره کشور و تحولات آن معترض اند را با واقع بینی نسبی به اطلاع مخاطبانش برساند. آیا صدا و سیمای ایران به عنوان رسانه ای که مدام ملی خوانده می شود نیز از این مسئله آگاه است؟
به واقع چرا همواره تلاش می شود تا بخشی از مردمی که تمام مشروعیت این نظام از آنان بوده و از «آمریکا گرفته تا چین» به عنوان "بخشی از جامعه ایرانیان" خوانده می شوند که تنها مسئله شان «انتقاد به دولت کنونی و برخی سیاست های جاری در کشور» است، در فضای داخلی ایران به عنوان "دشمنان اسلام و مسلمین و انقلاب" تعریف و شناسانده شوند؟
آیا راه حل مشکلی که همه به آن اذعان دارند این است؟ این آیا رفتارها به معنای اجرای "سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی" است؟
مگر نمی شنوید؟ این صدا به چین هم رسید ...

